دانلود رمان روژیار از سارا pdf

دانلود رمان روژیار از سارا pdf

دانلود رمان روژیار از سارا pdf

برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر : عاشقانه،اجتماعی،رئال

خلاصه رمان روژیار

رمان روژیار سرگذشت دختری به اسم دلا و روایته ده سال تنهایی و پشت کردن خانواده به اونه…

و حالا مردی وارد زندگیش میشه که از دل همون گذشته هست اما هیچکدوم از اونا خبر ندارن…

رمان روژیار شامل صحنه هایی است که ممکن است برای همه سنین مناسب نباشد.

قسمتی از رمان

نگاهم رو عکس سه نفره ی کوچکی که روی میز ارایش گذاشته بودم قفل شد.

۱۶سالم بود که تویه تصادف جاده ای پدر و مادرم رو باهم از دست دادم. خودم نزدیک به دو هفته توکما بودم و وقتی به هوش اومدم بی کس ترین شده بودم.

یادمه وقتی فهمیدم که هر دو رو از دست دادم دلم میخواست چشمامو ببندم و دیگه باز نکنم اما دنیا برای من خواب های دیگه ای دیده بود.

هیچکدوم از مراسمای پدر و مادرم رو نتونستم شرکت کنم و وقتی برای اولین بار برگشتم خونه انقدر حالم بد شد که همونجا غش کردم.

اما بازم سرپا موندم. زنده موندم و ادامه دادم.

چه شبایی که تا صبح گریه میکردم و صبح با چشمای ورم کرده میرفتم مدرسه….

وقتی از بیمارستان برگشتم فقط یک ماه خونه ی مادربزرگم موندم بعد از اون مادر بزرگم کلید خونمون رو بهم داد و گفت:

-حالا که حالت بهتر شده بهتره برگردی خونتون منو پدربزرگت از پس یه دختر جوون بر نمیایم.

همین….!

این تنها حرفی بود که بهم زد و آخرین باری بود که دیدمشون. فردا صبح همه ی وسایلامو جمع کردم و برگشتم خونه ای که دیگه برام شبیهه خونه نبود.

باورم نمیشد که در عرض دو ماه هر کسی که داشتم و از دست دادم و حالا تنها کسایی که برام موندن هم منو نمیخوان.

دو تا دایی داشتم که خارج از کشور بودن و چند سالی میشد که ندیده بودمشون. یه عمه هم داشتم که کردستان زندگی میکرد و سال تا ماه به ما سر نمیزد.

دلا تنها شدی…

خودت باید از پس خودت بر بیای….

حالا دیگه تو فقط خودتو داری….

گریه هاتو کردی… غصهاتم خوردی….حالا وقت برگشتنه…

باید خیلی قوی باشی… پدرت همیشه همینو ازت میخواست… هیچکس قرار نیست بشه قهرمان زندگی تو….

 

قیمت۴۰۰۰۰

امتیاز این رمان چند ستاره است ؟

امتیاز کل : 2 / 5. تعداد رای : 1

نظرهای کاربران

اولین نظر را در مورد این آهنگ شما ارسال کنین